به نام حق

نکته بسیار مهمی هست که امیدوارم مفید واقع شود

آیا اسلام معنای کاملش چیزی جز حق طلبی نیست
و اینکه تسلیم باشی در برابر حق

و اینکه آیا ائمه چیزی جز حق به معنای کاملش را می خواستند و می خواهند؟

دنیا که بر طبق آنچه بیان شده معنایش تقریبا تفاخر بین ما است

نمی خواهم تفسیر کنم و فقط سعی دارم اهمیت حق طلبی را تاکید کنم

ببینید بندگی خداوند حق است و اگر جز او پرستیده شود نهایتا این پرستش انسان و موجودات را به مسیر درست نخواهد برد

حق به معنای آنچه که بایسته و شایسته است در هر امری

حالا این موضوع را اگر بتوانیم و اجازه داشته باشیم تا تعمیم دهیم...

به اینجا خواهیم رسید که آنچه خداوند انجام می دهد بر حق انجام می دهد
و آنچه ما به عنوان بندگان او در محدوده عالم انجام می دهیم تنها یک سری اعمال شاید گاهی کم تاثیر است که نتیجه آن معمولا به صورت خیلی جزئی توسط حواس ما درک شود...

موضوع اصلی رسیدن به واقعیتی است که بر حق است و برای ما کمتر قابل درک می باشد...

اما اگر خیلی کلی بگوییم

موضوع حق و حقیقت است...

و ما به جای اینکه فقط ادعای اسلام (خودنمایی اسلامی) کنیم

باید ادعا و اعاده حق کنیم...

حقی که بگوییم فلان کشور از ما و دیگران گرفته

حقی که پدری بر فرزند و همسر خود دارد و یا بالعکس و از آنها محروم است

و نهایتا برسیم به آنچه شایسته است

عمل صالح و شایسته (بر حق)

همین که حقی از برادر خود زایل نکنیم

حقی از کشوری زایل نکنیم

و حق دیگری را در نظر بگیریم و بدان احترام بگذاریم و ناحقی خود را اگر داشتیم را جبران کنیم

نه اینکه فقط فکر اینکه حاجی و حاجیه شویم بدون حلالیت طلبی کامل!

پاکی آیا جز این حلال بودن سلول ها و افکارمان است؟

حلال بودن مال و همه چیزمان دشمنی های باطل را هم کمتر می کند

این دعوت به اسلام می کند...

عطر آنهم تا تمام دنیا می پیچد...

وگرنه اینگه بگوییم یک عده دیگر هم فقط پرچم اسلام را دست بگیرند و جمعیت مسلمانان در محاسبه بالا رود نیست

اصلا اسلام نیاز به این موضوع ندارد

اسلام دین حق است

شما توانستی جلوی ظلم به امتی مثل مسلمانان میانمار را بگیر

یا جلوی قتل عام ارامنه

یا جلوی قتل عام کردهای عراق در زمان صدام

کارهایی که بچه های جلوی خط متوجه آن بودند

یا اگر توانستی جلوی ظلم به فلسطینیان را بگیر و ظالم را رسوا کن

اما باید مراقب باشی که خودت هم ظالم نباشی (دور از جان مظلومان)

اما اجازه اینکه در برابر ظالم فریاد بزنی داده شده است

شما می خواهی مسلمانی ات تکمیل باشد سراغ گرسنگانی برو که حقشان در گلوی افراد فاسد گیر کرده

هم فاسدان را از خفه شدن نجات بده و هم مظلومان را از ضعف در برابر خوره ها

می خواهی به وظایف دینی ات عمل کرده باشی؟

اگر دیدی ظلمی نکرده ای

و همچنین لباس و خوراک و آرامشت متعلق به دیگری (حتی نزدیکانت) نیست

بعد ابتدا برو سراغ نزدیکان خودت

همین پدر و مادر

و بعد خواهر و برادر

و همسایه

و فامیل

و بعد مردم اطراف

و همین طور تا جایی که همه حقشان را گرفته باشند از خود تو 

بعد اگر فردی به کسی ظلمی کرده تو آیا حق دخالت و تجسس (که ممنوع است) را یافته ای؟

بعد اگر توانستی به جای اینکه قلدری کنی برای دیگرانی که از تو ضعیف ترند!
به مظلومان کمک کن راحت تر باشند و کمتر حرص بخورند و فقط احساس یاری کنند و یار ظالم نبوده باشی
و به ظلم کسی رضایت نداده باشی حداقل زبانی

بعد اگر اجازه را داشتی کمک کن

این ها خودش موجب جذب دیگران به همچین دین عزیزی نمی شوند؟
جدای از اینکه تا خداوند نخواهد فردی به سمت دین نمی آید و هدایت نمی شود

ولی موضوع اصلی این است که تو به جای ادعای اسلام با نماز و روزه و ریش و یقه خودت

حق طلب باشی

دین حق و ولایت علی ابن ابی طالب (ع)

و این که بدانی مشرکان اوج ظلم را به خودشان نموده اند و از هدایت نبذیرفتگانند
که خداوند هم ظالم را هدایت نمی کند و از همین رو بساط ظلم خیلی پایدار نیست
حالا ببینم می توانی ادعای فراخوان دادن به اسلام نمایی؟
خب همین کارهایی که کرده ای خودش کل کار بود...
کدام انسانی از این حق طلبی بیزار می شود؟

اما اگر فقط به دنبال اشاعه کلام هستی که به زور دورت جمع شوند به ادامه آنهم فکر کن

که میریزند برایمان داعش درست می کنند و آخوند وهابی ظالم با پول امریکا پرچم دستش می گیرد آنجا و به سفارش انگلیسی های امریکا ادعای دشمنی با شیعه سر می دهد و ظلم می کند

و نامش را هم می گذارند اسلام که البته دروغ می گویند و ظلم می کنند

ما در اینجا با خرج کردن نفت که حق مردم است توانسته ایم ادعای حق و عدالت کنیم؟ و حقوق مردم را به خودشان بدهیم؟

و آیا حق معلم را و پرستار را و کارگر را حداقل از همین نفت که برای خودش بود توانستیم بپردازیم؟

یا اینکه نه تنها حقشان را یک عده در کانادا و اینطرف و آنطرف می خورند

ما حتی اعتراض هم کردیم و از نمایندگانمان به صورت کاملا دموکراتیک مطالبه کردیم؟

کجاست حق طلبی؟

اگر مردم از نمایندگان خود که بردند آن داخل مطالبه نمی کنند چه انتظاری دارند؟

نماینده ای که به امور رای می دهد باید با کل مردم شهر خود مرتبط باشد و نماینده آنها

مطالبه از ایشان هم که البته تا جایی که تحت فشارند نباید باشد
باید از این طریق قانونی حق طلبی کرد

مردم خودشان باید نامه بنویسند نه منتظر باشند مسئولین در نطق هایشان حرف آنها را بزنند

اینطوری مسئولین دلسوز هم مجبورند برای رفع مشکلات روی کار بیایند و کمتر بدیهیات را بیان کنند به جای حق خواهی