حق در نگاه کردن

حق در سخن

حق در موجود بودن

همه ی عالم بر اساس میزان است

کاملا میزان است

تک تک اتم ها و مولکول ها و سلول هایش

و اما اینکه حق چیست؟

آنچه خدا برای تو به عنوان روزی حلال خواسته حق توست

وقتی به تو اجازه نمی دهد به درختی نزدیک شوی حکمتش بسیار پر معناست

گرفتاری انسان در این است که وقتی چیزی روزی او نیست بدان نزدیک شود

مقام انسان می تواند خیلی بالا باشد وقتی به این نکته فقط عمل کند

زمانی در بهشتی ساکن بوده ایم و بعد با اینکه حقّ خود را می دانستیم و متوجه شده بودیم اما به آن اکتفا نکردیم و همه داستان سختی ها از آنجا شروع شد

اگر به همسر خود نگاه بیندازی و دیگری که بر تو حرام است را کاملا فراموش کنی، با همسرت زندگی ات خوش خواهد بود

همه زیبایی هایش را در او حس خواهی کرد

اما اگر این حریم ناغافل بشکند

و محدوده روزی خود را فراموش کنیم

آنوقت در روزی خود دخالت نموده ایم 

و ماجرای آن بسیار سنگین و سخت است


در هر صورت آنچه که حلال است و ما باید بدان قانع باشیم با همه سختی و آسانی اش و با هویتی که دارد برای نفس ما چیده شده است
در کره زمین معلق در میان نیروهایی تراز شده در فضا
در میان دریاهای وسیع یکنواخت شده با فشار هوای سنگین ناشی از کشش کره زمین
و در میان عوالمی از معنا و توازن

حالا اینکه ما گاهی از سر بیش خواهی و لذت بردن از جوانی خود بخواهیم از گلیم خود ذره ای بیش تر پا نهیم
چه در مادیات و چه در معنویات
همه در کنترل است
لذت بردن از اینکه آزارت به بندگان خدا نرسد
و حقی را نا حق نکنی
یکی از بهترین لذت های دنیاست که حتی بی دین ها هم آن را نمی توانند منکر شوند
اما دین معیاری برای این حق هاست
آنچه ما با ایمان خود به آن می رسیم یکپارچه و گسترده و مبتنی بر عقلمان مقامی و درجه ای از معناست برای این محدوده امن
ترازویی که معیاری دارد دائما در حال محاسبه نیات و کردار ما هست
آرامش جهان را در خواب و خوراک و سلامت تن به تنهایی نیست
وقتی آرامی که مطمئنی هیچ ظلمی نکرده ای از هیچ نوعش
و این اوج آرامش یک انسان است
والسلام