ht

نیّت تو وقتی رضایت الهی باشه...

دیگه حتی تفکرت هم میشه برای رضایت الهی...

دیگه وجدانت هم آروم میگیره

قدرتت هم که چون توی این مسیره و برای بندگی خداست و میدانی که چه عظمتی داره و چه هدفی داره خلقتت اینجا معنا پیدا میکنه

حالا بحث نیت بسیار مفصله و میریم سراغ تقسیم اون از باب معنا و ماده

ببینید کل بدن انسان با یک سری رابط متصل شده به مغز و نهایتًا مخچه و مثل کل جهان مشخصه که با نظمی یکپارچه خلق شده

و کل بدن انسان توسط جریانی از خون منتهی به قلب تغذیه میشه

یعنی روزی جسم یکپارچه در حال اعطاست و با محوریت قلب

قلب نیز که در حال تکلم به الفاظی خاص و مشخص است این جریان را به گونه ای طواف گونه می چرخاند

همانند حرکت دورانی که زمین به دور خود و سپس خورشید دارد و همچنین حرکت دورانی ذرات اتم و یا حرکت دورانی کهکشان ها و اینکه نهایتا جریان داخل اعصاب نیز چنین دورانی را در نورون ها داراست...

اما فارغ از بعد مادی این قضیه که بسیار بسیار حرف برای آن داریم...

موضوع معنا است که فراتر از ماده قرار می گیرد و ماده فقط ظرفی برای معناست.

شما می دانید که انسان خلیفه خدا بر روی زمین خلق شده و هدف از خلقت او نیز عبادت حق تعالی است

همه انسان ها اکنون می بایست با هم متحد باشند اما نیستند

بلوغ انسان وقتی است که او می تواند برای خودش تصمیم بگیرد اما همه تصمیم ها نیاز به یک نیت دارند.

آنچه شما می خواهید

اگر تمام افکار و کارها و لذت ها و رنج های شما به نیت رضای خدا باشد

آنوقت چه چیزی می تواند شما را آزرده کند جز رضایت او که هرگز آسیب نمی بیند و هرگز مشکلی برای او پیش نمی آید؟

حتی جان شما که مرکز احساس وجود شماست و اتصال روح و جسم شماست نیز تحت سلطه این نیت است

اما همین الان که این متن کوتاه را می خوانید ذهن فرّار شما در پی هزاران چیز است...

منتها باید ارتباط این افکار یک مرکزیت داشته باشد و احتمالا دارد

و آنهم رضایت حق است

اگر زندگی ما و عزیزانمان منطبق بر این هدف متعالی شد و حقی را زیر پا نگذاشتیم آنوقت دین معنا پیدا می کند

آنوقت این وجود یکپارچه معنا پیدا می کند

وقتی جوان در فکر خود هزاران راه و روش و موجود را زیر و رو می کند اما هدفش و نیت نهایی او یک آرامش باطنی است اما آنرا نمی یابد...

وقتی متوجه این قضیه نیست که تمام دارایی ها و لذت ها و آرامش ها همه در ذهن او تجسم می یابند و قلب او را تحت تاثیر قرار می دهند نه در اطراف او...

اینها رنج بسیار برای او می آورند...

اما اگر متوجه این باشد که همه آرامش ها و ابزار و روش ها روزی هستند از جانب خالق او

و متوجه باشد که می تواند لذت زندگی را از آنچه درون قلب (نیت) خود دارد داشته باشد...

آنوقت می فهمد که درک او از زیبایی و معیار او از زیبایی را نباید بیگانگان برایش تعیین کنند بلکه ذات خلقت او در پی زیبایی واقعی است که نزد خالق اوست.

و اگر در پی آرامش وجدان درون این استوانه وجودی است باید این نیات را یکپارچه و به اختیار خودش در راستای پرستش او متحد نماید

هنری که انسان دارد...

اگر نیت تو رضایت الهی باشد، یعنی آنچه خدا بدان راضی است را بخواهی... معنایش چه قشنگ می شود... یعنی تو آنچه را می طلبی که خدا می خواهد... این معنای بسیار ارزشمندی دارد که تو بندگی خدا را اینجا متوجه هستی

و البته انسان خلیفه در زمین است یعنی خلافت در زمین به او سپرده شده... 

اما هر کدام از ما در عمل تنها یک رتبه را می توانیم اجرا کنیم

مثلا یکی در رتبه فرمانده یکی در رتبه رزمنده و یکی در رتبه کارفرما و یکی کارگر و یکی پیمانکار

ولی همه از خدا هستیم و فقط وسیله هستیم که او خلق فرموده

حالا در هر جایگاهی رسمًا و غیر رسمًا هستیم نیت است که همه برای رضای او در کوشش باشیم

او هم بسیار قدر شناس و آمرزنده و مهربان و بزرگوار است و ما همه از او هستیم و الیه راجعون