مسئله در حال حاضر برای همه کشورها و البته سیاست گذاران جهانی و گاهی هم جانی!

مسئله ذهن است

این مسئله عمومیتی سرسام آور دارد

گاهی لذّت را ترویج می دهند

گاهی هم جنگ و مشقّت را

کشورهایی که استکبار یا سلطه ظالمانه برنامه شان است

اما ابزاری که برای اینها کاربرد دارد اطلاعات است

چیزی که می تواند در زمانی کم ذهن های بیشتری را تحریف و ترغیب کند

بترساند

جذب کند

و البته مرتبط و یکپارچه کند

به همراه مدیریتی حرفه ای و هدفمند

البته این کار جدیدی نیست

در دورانهای گذشته هم این برنامه ها

به صورت سنتی برای مردم پیاده می شد

حتی گاهی از سخت افزار استفاده می شود

افرادی با مغزهای کوچک

که در توهم و بیهودگی و بطالت

استادند

اینها هدفشان را چه با گلوله

و چه با اینترنت می طلبند

این تسخیر

برای آنها بهتر از کشتن مردم در طی سالهای طولانی

به آنها مزه داده است

علم اینها از نظر تکنولوژیک هم فقط برای بطالت صرف می شود

مثلا کل دنیا را که به خیال خود در تسخیر اطلاعاتی

و چیرگی اجرایی بدست بگیرند

مشغول فساد های بی خاصیت خود خواهند شد

از وقت گذرانی های مسخره

تا اسراف در هر چیز

اینها علم را هم برای کلاسش دوست دارند

اما از آن برای ایجاد یک جامعه ی بدون روح سوء استفاده می کنند.

چرا؟

چون اینها هدف انسان را نمی شناسند

یعنی محروم شده اند

ایمان برای اینها یک مسئله ی حل نشدنی است

وقتی بچه های خود را به اینترنت می سپارید

این را بدانید که او به دنبال جاذبه می گردد

و جاذبه های اینترنت همیشه همراه با تله هایی گاه شیطانی هستند

تله هایی که گاه یک عمر را به راحتی می خورند

و یک زندگی بزرگ را از هم می پاشند

اینترنت یک چاقوی تیز است

اگر به دنبال سرگرمی و تکنولوژی

و علم برای او هستید

بهترین کار این است که او را با دستانش بهتر آشنا کنید

با خلقتش

به جای اینکه این دستان را به کیبورد و تاچ عادت دهد

آنها را محبت و نوازش و اعتماد به پدر و مادر عادت دهید

سهم یک کودک همیشه یک عمر گذرا

با شکمی سیر و خوابی خوش نیست

سهم یک کودک حق اوست

اینکه عالم را بشناسد

مسجد را واقعا درک کند

همانطور که شما بعد از سالها تازه فلسفه اش را بهتر فهمیده اید

و می گویید اگر همان زمان یک نفر برایم توضیح می داد

اکنون حالم بهتر بود

او را با عصاره ی دانش خود آشنا کنید

فرزندان خود را به محبت آرام کنید

تا نیازی به انگری برد نداشته باشد

طوری که همه پرندگان را مثل اسباب بازی های پرتاب کردنی

برای خراب کردن سنگ ها ببیند!

زندگی خودتان را برایش تفسیر کنید

تا شما را یک سپر بلا یا یک مخزن الاسرار نبیند

او باید آنچه شما از ایمان فهمیده اید را مثل شیر مادر بنوشد

به همان حلاوت

و به همان تکمیلی

او باید همه ی سالهای زندگی شما را در قالب محبتتان دریافت کند

این که شما که هستید را کنار بگذارید

اینکه چه از او می خواهید برای او یک شناخت ایجاد می کند!

اگر حتی فرزندی ندارید

یا مجرد هستید

همین ها را در حق خودتان و روح درونتان انجام دهید

زندگی را پیچیده نکنید

همه این مشکلات اخلاقی و مالی که هست

منشا آنها خود ما هستیم

اگر خودمان مال خودمان باشیم

داشتنی ها را هم می توانیم جذب کنیم

زندگی به همین سادگی است

شاید طولانی و یا شاید کوتاه

اما معمولا یک چیز بارها تکرار می شود

آن چیز با ما خواهد ماند

و سرنوشت ما با همین ها

یعنی اعمال ما می تواند تغییر کند

اینترنت فقط یک ابزار است

آن چشمی که می بیند و آن گوشی که صدایی از آن می شنود

و همان دستی که می کاودش

اینها را باید تربیت کرد

این چاقو تیز است