گوشهای انسان همچون ضبط صوتی است که موقع مرگ دنیوی آنها را کنار می گذاریم.

اما این ضبط صوت هر چه را که شنیده است و ضبط نموده را به خوبی و قابل برگشت نگه خواهد داشت.

روزی که دوباره بیدار شویم این مغز ما است که تمام تصاویر ضبط شده توسط دوربین هایش (چشمان قوی)

و صداهای ضبط شده توسط میکروفن های فوق العاده اش را گواهی خواهد داد.

جالب است بدانیم که در هنگام بازسازی مجدد انسان از روی نقشه ژنتیکی و رفتاری اش، چه مواردی پیش خواهند آمد.

مغز انسان امکان ثبت وقایع روی داده در زندگی انسان را دارد.

همچنین می تواند این موارد را بازخوانی نماید.

این سامانه فوق العاده توانایی ترکیب صوت و تصویر دریافتی را با هم دارد.

و همچنین امکان ثبت این دو را هماهنگ با هم داراست.

رفتار را بر اساس آموخته های محیطی شکل می دهد و تماما آنرا همراه با بازخوانی و بررسی علمی و عملی آموخته شده انجام می دهد.

در روز بیداری مجدد انسانها این مغز انسان آموخته ها و اجراییات خود را بازخوانی می نماید.

الباب و مغز انسان که شامل مخ و مخچه هستند یک پروسه مرگ را طی به خواب رفتن انسان می گذرانند.

بافتهای بدن انسان هم ساختار لوله کشی دوگانه و انعطاف پذیر دارند که دارای احساس و حافظه (ارتباطات مغزی) است و هم دارای سامانه های دفاعی پیشرفته و فعال هستند.

کل بدن انسان مرتبا در حال تغییر و تحولی کامل است.

طوری که می تواند رشد کند در حالی که بافتهایی نرم و سخت هماهنگ با هم دارد.

اما روح انسان...

دنیایی متفاوت است که به اراده و خواست خالق یکتا به وجود آمده است.

روح انسان به خواست خداوند می تواند بدن را حس نموده و مدیریت اجرایی کند.

این بدن بعد از طی پروسه زندگی در دنیا و رشد و نمو و شکل گیری، این ساختار ثبت شونده را از دست می دهد.

یک بدن که همچون سندی کلیه کارهایی که با آن شده را ضبط نموده و مجددا احیا خواهد شد.

انسان هر لذتی و هر رنجی که می برد همراه با سیستم زمان سنجی این جسم ثبت و بازخوانی می گردد.

در اصل زمان که موضوعی نسبی است برای هر جسم به طور جداگانه حس می شود.

این زمان اما با او ماندگار خواهد شد.

در یک لحظه ممکن است در هزاران نقطه چندین اتفاق متفاوت بیافتد اما برای انسان هر اتفاقی ممکن است واکنش هایی متفاوت و متناسب با آموخته ها و درک او انجام شود.

اراده انسان وقتی کاری را در این برهه می خواهد انجام دهد بسیار مبتنی بر عقل اوست.

اگر اشتباهی را هم از سر نادانی صورت دهد این اشتباه را مسلما پیش خود به نفع خودش تصور کرده است.

نیت او کاملا قابل بازخوانی است.

همان طور که هنگام رو در رویی با خطر معمولا از اشتباه می گریزد، هنگام تلاش برای آرزوهایش نیز کاملا همه چیز را سعی می کند رصد کند.

تمام تشکیلات انسان محور معمولا برای رفع مشکلات و رسیدن به آرامش انسان پایه ریزی می شوند.

اما معمولا انسان بیشتر زندگی را صرف خوش بودن موقت خود می کند.

قوانین را در حد نرسیدن آزار به خودش معمولا رعایت می کند.

اگر جایی سختی و زور در کار نباشد کمتر تن به قانون و کارهای درست می دهد.

اما موضوع دقیقا این است که همه چیز برای خداست و حتی انسان اگر به مقاماتی هم برسد به اندازه خدا نمی تواند آنرا درک کند.

اینجا باید گفت که ما اگر به دنبال لذت بردن و آرامش و بیخیالی هم هستیم، بهترین لذت ها را همه را خدا می شناسد.

ما که هنوز درک درستی نه از زمان داریم و نه از خودمان

چطور می توانیم دنبال لذت برویم؟

چه عظمتی دارد او که ما را خلق فرموده

و هر شب میمیراند و هر صبح زنده می گرداند.